محمدمهدى فقيه بحرالعلوم

32

يحيى بن عمر علوى ( فارسى )

شدن در راه خدا بود » . ابن حمزه از مؤلفان زيدى ، درباره انگيزه قيام يحيى مىنويسد : دعا إلى الرضا من آل محمد ( ص ) و أظهر العدل و حسن السيرة على طريق الطاهرين من آبائه : . « 1 » دعوت خود را به سوى رضاى آل محمد ( ص ) آغاز كرد و در ميان مردم ، عدل و رفتار نيكو را به روش ائمه پاك از اجداد گذشته خود ، پيش گرفت . مردم ، يحيى را دوست داشتند و به وى علاقه و خلوص نيت نشان مىدادند . لأنّه استفتح اموره بالكفّ عن الدّماء والتورّع عن أخذ شيء من أموال النّاس وأظهر العدل والإنصاف . « 2 » قيامش را با حفظ خون مردم و خوددارى از اخاذى و پول گرفتن از آنان شروع كرد و او عدالت و انصاف را اظهار مىداشت . « 3 » همچنان يحيى در محله بنىحمّان بود تا اينكه ابوجعفر محمد بن عبيدالله ، معروف به « ادرع » از قدرت حكومت وقت براى او سخن گفت . اين در حالى بود كه حاكم بغداد ، محمد ابن عبدالله بن طاهر ، در نامه‌اى به ايوب بن الحسن ( حاكم فرارى ) و عبدالله بن محمود السرخسى ، حاكم خراسان ، آنان را

--> ( 1 ) . الشافى ، ج 1 ، ص 285 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 4 ، ص 160 ؛ تتمّة المنتهى ، ص 337 . ( 3 ) . تاريخ الطبرى ، ج 11 ، ص 211 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 7 ، ص 127 .